أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
282
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
ابطح رسيدند و آنگاه شروع به آزار مردم كردند . پس از آن فرياد حمله به مكه برخاست و نبرد شديدى درگرفت كه عدهء زيادى از دو طرف كشته شدند و اموال حجاج و مردم به غارت رفت . « 1 » و اينچنين بود كه عباسىها و اشراف و مسلمانان از هر تيره و طايفه در مثل چنين رخدادهايى ، روح دين را كه همه را به اتحاد فرا مىخواند تا با يكديگر دوستى و اتحاد و الفت داشته باشند و حول يك شعار واحد متحد شوند ، فراموش كردند و جز به اهداف سياسى و تسلط بر حكومت نينديشيدند . آنان براى رسيدن به اين اهداف ، برايشان اهميت نداشت كه در جاى عفو و بخشش ، فضا را به بدترين و پيچيدهترين وضعى كه مجرمان و گناهكاران پديد مىآورند ، تبديل كنند . ترديدى نيست كه اينها جرائمى بود كه كمترين مؤمنان هم از هول آن به لرزه در مىآيند ، چنان كه اينها خوارى و خفّتى است كه رهبران دنياى اسلام بر مسلمانان در هر دوره روا مىدارند و در مقابل قدسيت اسلام ، تجرّى مىكنند و كارى مىكنند تا مردم هم به شعائر اسلامى با نظر استخفاف بنگرند ، چيزى كه شايستهء اين دين بزرگ نيست . اين كه امروز ما شاهديم تلقّى مسلمانان از حج تنها يك رسم و عادت ساده است و بيشتر حجازىها هم از حج جز به منافع و مصالح خود توجه ندارند ، بدون آن كه اينها يا آنها به واقعيت مناسكى كه انجام مىدهند توجه داشته و آن را با تمام وجود حس كنند ، اينها چيزى نيست جز نتيجهء جناياتى كه رهبران و بزرگانى به بار آوردند كه زمينهء اين استخفاف را فراهم آورده و نسلها را يكى بعد از ديگرى بر آن اساس عادت دادهاند . اسلحهء تازه جنگجويان در اين رخداد ، از سلاح تازهاى استفاده كردند كه پيش از آن در مكه استفاده نشده بود و آن اين كه ديده شد كسى از آنان خانهاى از خانههاى مكه را با شيشهاى پر از نفت مورد حمله قرار داد ، به طورى كه يكسره در آتش سوخت . خانهاى
--> ( 1 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 230 .